محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

17

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

نه طاقت متابعت داشتند و نه قدرت سركشى و مخالفت . چند گاه به اين وضع گذرانيده مدبّران آن ملك را تدبيرى صواب و انديشهء محكمى درين باب روى نداد . اتفاقا در آن ايام ، سيّدى از اشراف و اعيان قصبهء اردستان امير كمال الدين حسين نام ، به آن ولايت رفته بحسب حسن طالع طرفين ، سيادت [ 9 ] مآب مشار اليه بسعادت مجالست يكى از آن پادشاهان كه اعظم سلاطين بود مستسعد گرديده روزى كه ملك با اركان دولت در بحر انديشه و فكر مستغرق گرديده ابواب فكر صوابى بر روى اميد ايشان مفتوح نميگرديد ، امير كمال الدين حسين بعرض مىرساند كه اگر پادشاه بنده را سه روز مهلت دهد ، درين قضيه فكر معقولى بكنم و بعد از ايام مقرر عرض نمود كه مكتوبى بنوّاب جلال الدين اكبر ميبايد نوشت و مضمون آنكه ما از ابتداى سلطنت اين مملكت تا غايت هميشه مطيع امر و نهى و مأمور اشاره و فرمان واجب الاذعان پادشاه دين پناه عاليجاه شاه طهماسب بوده‌ايم و هستيم و هيچ امرى از امور كليهء پادشاهى بىاستشاره و استخارهء آن خسرو عاليمقدار از ما صدور نمىيابد ، التماس آنست كه اين مهم را چندان موقوف دارند كه ما شرح اين را به آن بارگاه عالم پناه اعلام نمائيم بهرچه اشارهء عليّه بر طبق آن صادر گردد آن را دستور - العمل سازيم ؛ پس اين مضمون را نوشته مصحوب قاصدى متوجه پايهء سرير جلال - الدين اكبر گردانيدند ، و چون ملك الملوك ممالك هندوستان بر مضمون عريضه اطلاع يافت فى الحال قاصدى بطلب ايلچى فرستاد و تحفه‌ها جهت سلاطين مملكت دكن ارسال داشته عذر خواهى نمود و درين باب تأكيد تمام كرد كه مبادا نوعى كنيد كه شاه دين پناه شاه طهماسب بداند كه من ارادهء اين امر كرده‌ام . و بيمن اين تدبير ، جناب امير كمال الدين حسين ترقى بسيار كرده در تعظيم و تكريم او باقصى الغاية كوشيدند و از اين جهت به مصطفى خان ملقب گشت و رتبه‌اش از جميع اكابر و اعيان مملكت دكن برگذشت . و حضرت شاه دين پناه بعد از انقضاى قضيهء قصبهء جام و انتهاى محاربهء ازبكان